تبليغاتX
یه کم مرکب
زبانم یاریم نمی کند ٬ تا آنچه بر دل دارم در تو گویم ٬ دوریت ملالم می دهد ٬ سخن کوتاه باشد ولی

بسیار سخن دارد ٬ جامی از شراب یادت می نوشم و با خاطرت شب را می کشم ٬ با تو راحت هستم

 مثل دیوار. مثل نسیم سحر گاهی که آمدن صبح را نوید می دهد ٬ با تو راحتم چون تو از من هستی و

 من از تو

ای معبودم

مرا سراسر وجودم عشق توست ٬ گر گاه گاهی دستم به سیاهی می رود مرا ببخش که جز تو از کسی

 بخشش نخواهم و گدایش نباشم

+ نوشته شده در جمعه 1387/05/04ساعت 1:40 توسط حیدر |