تبليغاتX
یه کم مرکب - من ومامانم

سلام

چند روز پیش از بس حالم گرفته بود نمیدونستم چی بنویسم ولی حالا از بس حالم خوش نمیدونم چی بنویسم.امروز بعد یک هفته و چند روز مامانم رودیدم اخه چند وقت بود ندیده بودمش هر وقت مامانم رو میبینم انگار تموم ارزوهام به واقعیت پیوستن. هیچوقت نمیتونم بوسه های که مادرم رو  گونهام  میکاره رو فراموش کنم امیدوارم بتونین درک کنین

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 15:58 توسط حیدر |