تبليغاتX
یه کم مرکب - شکیبایی ، شکیبایی
سلام دوستای خوبم

 

امروز حس نوشتنمون گل کرده ولی گلش رنگ شومی داره

دیروز عصر وقتی سوار تاکسی شدم تا برم خونه توی راه راننده رادیو رو روشن کرد از بین امواج مغشوش و به هم ریخته اسم خسرو شکیبای به گوشم خورد . نمی دونم چرا کنجکاو شدم . 

همین طور که امواج رو دنبال میکردم صدای گوینده رادیو توی گوشم طنین انداز شد که رفتن خسرو شکیبای رو تسلیت می گفت خدایش وقتی این خبر رو شنیدم ٬ دلم گرفت

تموم خاطراته بچگیم  

خانه سبز ٬ مرادبیک  و ...

پس برای شادی روح این هنرمند عزیز

یه فاتحه بفرستیم حتما خوشحالش کردیم

+ نوشته شده در شنبه 1387/04/29ساعت 20:15 توسط حیدر |